ندای البرز
یکشنبه ۰۹ فروردین ۱۳۹۴ - - ساعت ۰۴:۵۲ 2018 Jan 24
سرخط خبرها :

  • کد مطلب : 3332
  • تعداد نظرات : ۰ نظر
  • تاریخ انتشار خبر : ۹ فروردین ۱۳۹۴ - ۱۰:۰۶
  •   
    آشنایی با مشاهیر شهرستان البرز
    اقبال در سال ۱۲۴۵ شمسی در روستای الوند واقع در ۶کیلومتری قزوین به دنیا آمده و در زمان خویش، توانسته با شیوه ایی بسیار زیبا، بدیع و عاشقانه موسیقی اصیل و سنتی ایرانی را ترویج نماید.

    پایگاه خبری،تحلیلی ندای البرز، شهرستان البرز به مرکزیّت شهر الوند، دارای چهره های برجسته ایی است که هریک توانسته اند نقش ماندگاری در تارو پود فرهنگ، هنر و ادب ایران داشته و نام خود را در تاریخ معاصر کشور ثبت کنند.

    یکی از این چهره های نام آشنا، مرحوم استاد ابوالحسن خان اقبال آذر فرزند ملا موسی معروف به «اقبال‌السلطان» و «اقبال آذر» خواننده موسیقی ایرانی و صاحب یکی از قوی‌ترین صداها در آواز ایرانیاست که از چهره های معروف و صاحب نام کشور در حوزه هنر و موسیقی سنتی است.

    موسیقی اقبال سلطان 2

    وی در سال ۱۲۴۵ شمسی در روستای الوند واقع در ۶کیلومتری قزوین به دنیا آمده است .

    پدرش حدود بیست و هشت سال در عتبات عالیات به تحصیل علوم دینی مشغول بوده و بعد از مراجعت به قزوین در مدرسه معروف به ملا محمد صالح برغانی (برادر ملا محمد تقی برغانی ، معروف به شهید ثالث ) تدریس می کرده است و بعد از تدریس علوم دینی ، در مختصر ملکی که در الوند داشت مشغول زراعت می شد و از این طریق زندگی عائله خود را می گذراند. [۱]
    ابوالحسن هنوز خردسال بود که پدرش – ملا موسی – در گذشت چون از صدای خوب و بی مانندی برخوردار بود ، به علت تنگی معیشت ، ناگزیر شد در پای منبر مسجد الوند به نوحه خوانی بپردازد.
    طبیعت زیبا و دلپذیر روستای الوند و زمزمه پرندگان خوش آواز ، تأثیر فوق العاده ای در ابوالحسن می گذاشت.
    خودش می گوید :
    (( … وقتی خردسال بودم در باغها گردش کرده و به شنیدن آواز پرندگان خوش الحان بخصوص آواز بلبل که همیشه شیواترین و سوزنده ترین آوازها را سر می داد ، علاقه خاصی داشتم و نغمه های نشاط انگیز و دلنواز پرندگان را از دل و جان گوش می دادم و آرزو می کردم که مثل آنها بتوانم چهچهه بزنم و تا می توانستم از آواز پرندگان تقلید می کردم…)) [۲]
    بعدها دوستان و نزدیکان ابوالحسن ، او را به همکاری با دسته ای از شبیه خوانان قزوین تشویق می کردند، زیرا شبیه خوانی یکی از راههای امرار معاش آن زمان به شمار می رفت.

    میرزا حسن ثقفی یزدی که از دوستان بسیار نزدیک مرحوم ملا موسی بود و گروهش نیز یکی از مجهزترین و ماهرترین گروههای شبیه خانی در قزوین به شمار می رفت ، وقتی که شهرت صدای ابوالحسن را که در آن هنگام ده سال بیش نداشت ، شنید با گرفتن رضایت خانواده اش ، او را با خود به قزوین برد. [۳]
    در خانه میرزا حسن ثقفی ، جهت ارتقای سطح سوادش ، وی را با خواندن قرآن و گلستان و بوستان سعدی آشنا کردند و سپس طریق حفظ و خواندن نسخه های تعزیه را به وی آموزش دادند.
     ابوالحسن در نتیجه چند ماه همکاری با شبیه خوانان شهرت فراوانی یافت و رفته رفته معروف گردید به طوریکه نامش دهان به دهان می گشت وظرف مدت کوتاهی به ردیف های موسیقی ایرانی تسلط یافت. [۴]

    در پانزده سالگی اتفاق جالبی برایش افتاد و تقریباً به مدت دو سال صدایش غیر قابل استفاده شد . این پیشامد به قدری برایش ناگوار شده بود که بارها اشک ریخت و در نهایت مجبور شد مدت زیادی از داروهای عطاری استفاده کندتا اینکه صدای دو سال قبلش با وسعت و قدرت بیشتری عودت یافت و بار دیگر مشتاقان پیشین را بسوی او سرازیر ساخت، خوانندگی وی، نمونه‌ای ازشیوه آوازی مکتب قزوین است .

    اقبال در جوانی راهی تبریز شد و آواز و قدرت بی نظیرش در مدت کوتاهی باعث شهرت و ورودش به دربار محمدعلی میرزا(ولیعهد)شد .

    اقبال بزرگمردی بود که در آواز ایران ظهور کرد و یگانه در زمان خویش از نظر قدرت، حجم صدا و تکنیک آواز ایرانی بود .

    آنچه در مورد اقبال قابل توجه است؛ سن و سال این استاد بی نظیر است که در تمام سنین مختلف، آوازهایی شنیدنی دارد و کارهایی که در سن ۷۰ و ۸۰ و حتی ۱۰۵ سالگی خوانده است  انسان را مبهوت میکند.

    توانایی هنری، شخصیتی و حنجره بسیار پرتوان این استاد زبانزد همه بوده است.

    اقبال آذر در سال ۱۲۹۳ خورشیدی به همراه درویش خان، حسین طاهرزاده و عبدالله دوامی برای پر کردن صفحه به تفلیس سفر کرد که مورد استقبال مردم قرار گرفت، به طوری که در مصاحبه‌ای که در اطلاعات هفتگی (شماره ۱۲۴۹) مهر ماه ۱۳۴۴ از وی چاپ شد، اشاره نموده که ۹ بار او را به صحنه برگرداندند.

    اقبال به دعوت کمپانی Monarch Record صفحاتی را ضبط کرد که هم اکنون تعدادی از آنها موجود است و بسیاری از آنها نیز به دلیل آشوب‌ها در جنگ جهانی اول از میان رفت.

    index

    اقبال بعدها کنسرت‌هایی در تهران و آذربایجان اجرا کرد که تمامی درآمد حاصله از کنسرتهایش، صرف امور خیریه می‌شده‌ است.

    در دوره تسلط فرقه دموکرات آذربایجان از او خواستند تا کنسرتی در تبریز اجرا کند. او در طول کنسرت تمام آوازها را به فارسی خواند و در آخر یکی از اشعار عارف قزوینی را اجراء کرد که با این ابیات به پایان رسید:

    لباس مرگ بر اندام عالمی زیباست / چه شد که کوته و زشت این قبا به قامت ماست

    چرا که مجلس شورا نمی کند معلوم / که خانه خانه ی غیر است یا که خانه ی ماست

    ز حد گذشت تعدی کسی نمی پرسد / حدود خانه ی بی خانمان ما به کجاست

    خراب ، مملکت از دست دزد خانگی است / ز دست غیر چه نالیم ، هر چه هست از ماست

    می گویند در این هنگام مردم بـه شور می آینـد و گریـه می کننـد و بلوا به پا می شود .

    به گفته ی خودِ اقبال آذر؛ در آن لحظه سرتیپ درخشـانی (فرمانده لشگر تبریز) بـه اعتراض به او می گوید؛ “چه می خوانی ؟ مردم دارند گریه می کنند !” و اقبال آذر در جواب می گوید؛ “مردم ایران باید خون گریه کنند !”

    شاهدان این ماجرا نقل می کنند که در آن لحظه ، دوستداران اقبال آذر او را از درِ پشتیِ عمارتِ شهرداری فراری می دهند تا موردِ خشم و غضبِ مامورانِ فرقه ی دموکرات قرار نگیرد که البته پس از این ماجرا از سمت شهرداری تبریز برکنار میشود.

    در صدای اقبال ضجه وناله نمی شنوید، صدا حماسی است ومی توان گفت صدای غرور ایرانی است که در طول تاریخ، هیچ گاه سر خم نکرد واستوار مانده و آوای اقبال( شاهنامه آواز ایران) است .

    اقبال در خواندن پیرو تعزیه بوده و از دلِ تعزیه هم رو به سوی آواز آورده بود و در خواندن، بیشتر به تحریر اهمیت میداده که انواع این تحریرها  در صدایش نمایان است.

    صدایش از بم تا اوج زیباست ، اما در اوج زیباتر است، البته در ایام کهولت نسبت به جوانی صدا زیرتر و حجم کمتری داشت ولی پر تکنیک تر بود .

    با استاد شهریار نیز بسیار رابطه دوستانه ای داشته و شهریار نیز در خواندن، بسیار متاثر از اقبال بوده است.

    اقبال السلطان نامی است برازنده او که سلطان آواز ایران است و بسیاری از خوانندگان دوره های اخیر مانند ظلی ، بوذری، صدیف، صالح عظیمی  از آثارش کسب فیض نموده و به نوعی سعی کرده اند تا شیوه اقبال را ترویج بدهند.

    کسانی که او را از نزدیک دیده اند صحبتهای ضد و نقیض زیاد گفته اند،استاد صدیف اخلاقشان را بسیار حسنه دانسته و یا استاد صالح عظیمی می گوید؛ اقبال بسیار مذهبی بود و یکبار به من گفت که به خدا من در تمام عمرم یکبار نماز صبحم قضا نشده و بسیار خوش اخلاق و مردمی و معلم بسیار خوبی بود .

    Stream.aspx

    اقبال شیوه بسیار زیبا و بدیع در زمان خویش بنیاد نهاد و عاشقانه با تمام مسئولیتهای اداری که داشت، عاشقانه موسیقی اصیل را ترویج و پاسداشت .

    به هرحال هرچه درمورد اوبگوئیم ناگفته بسیار است.

    ابوالحسن اقبال آذر بعد از گذشت یک قرن، با کوله باری از عشق به میهن وخدمت به موسیقی ایرانی، در در روز دوشنبه سوم اسفند ۱۳۴۹ در صد و هفت سالگی به علت نارسایی کبد، در خانه خود در محله اهراب تبریز درگذشت. آرامگاه اقبال در گورستان وادی رحمت تبریز است.

    شهریار شاعر معاصر در وصف اقبال آذر غزلی با این مطلع سروده‌است:

    گرفت رونق از «اقبال» کار موسیقی

    شکفت از گلِِ رویش بهار موسیقی

    [۱] . فرهنگ رجایی ، گنج سوخته : پژوهشی در موسیقی عهد قاجار ، ص ۴۷

    [۲] . لطف الله مفخم پایان ، تاریخ مختصر موسیقی ایران ، نشریه ی دانشکده ادبیات تبریز  ، ص ۹
    [۳] . سید جواد حسینی ، با زمزمه هزار دستان ، تهران ، نشر نی ، ۱۳۸۲ ، ص ۱۵
    [۴] . فرهنگ رجایی ، گنج سوخته : پژوهشی در موسیقی عهد قاجار ، ص ۴۸
     
    انتهای پیام

     

     

     

    

    خبرنامه ندای البرز



    جذب خبرنگار تبلیغات در ندای البرز تبلیغات در ندای البرز تبلیغات در ندای البرز پایگاه خبری،تحلیلی صبح قزوین src="http://static-cdn.anetwork.ir/showad/pub.js">