ندای البرز
شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۳ - - ساعت ۰۰:۵۷ 2018 Jan 24
سرخط خبرها :

  • کد مطلب : 2610
  • تعداد نظرات : ۰ نظر
  • تاریخ انتشار خبر : ۱۶ اسفند ۱۳۹۳ - ۱۷:۴۳
  •   
    مقاله:
    "اوباما" از یک سو در برابر مخالفت های گنگره قرار دارد که تاکید بر وضع تحریم های جدید داشته و از سوی دیگر می داند که در صورت عملیاتی شدن تهدیدات کنگره، ضمن اینکه ایران میز مذاکره را ترک خواهد کرد، کاخ سفیدمقصر اصلی این وضعیت شناخته خواهد شد.

     اهداف و انگیزه‌های کاخ سفید از دو مرحله شدن توافقات

    پایگاه خبری،تحلیلی ندای البرز،در خصوص تأکید و اصرار کاخ سفید به دستیابی به چارچوب های کلی سیاسی و سپس وارد شدن به جزئیات دلایلی مختلفی وجود دارد که به طورکلی می توان آنها را در قالب سه فرضیه مورد بررسی قرار داد:

    ناچاری سیاسی: گمانه اول این است که کاخ سفید در یک وضعیت تعارضی قرار گرفته است. بدین معنا که “اوباما “از یک سو در برابر مخالفت های گنگره (که هم جمهوری خواهان و هم دموکرات ها متفق القولند) قرار دارد که تاکید بر وضع تحریم های جدید داشته و معتقد به تغییر روند مذاکرات است و از سوی دیگر می داند که در صورت عملیاتی شدن تهدیدات کنگره، مذاکرات به بن بست کشیده شده و ضمن اینکه ایران میز مذاکره را ترک خواهد کرد، کاخ سفید نیز مقصر اصلی این وضعیت شناخته خواهد شد. به بیان دیگر کاخ سفید تمام دستاوردهای خود در جلوگیری از پیشرفت هسته‌ای ایران را از دست خواهد داد.

    از این رو، همان طور که در سوم آذر جان کری به جهت فشارهای” لابی‌های صهیونیستی و سعودی‌ها” به صورت غیرمنتظره‌ای در آخرین لحظات که قرار بود مذاکرات مکتوب شود اعلام کرد باید مذاکرات تا هفت ماه دیگر تمدید شود، در این زمان نیز کاخ سفید برای برون رفت از مسائل و مشکلات داخلی موصوف، طرح دو مرحله‌ای شدن توافقات را به عنوان یک موضوع جدی و جدید مطرح ساخت، یعنی کاخ سفید از روی ناچاری به جای این که بن بست کامل مذاکرات را اعلام کند به توافق روی کلیات بسنده کرده و جزئیات را به مرحله دوم واگذار نماید.

    در این راستا، آنچه غرب را به این فرض امیدوار ساخت این بود که مواضع برخی از مسئولان دولتی درخصوص تأثیر تحریم‌ها و وضعیت منفی در اقتصاد ایران و همچنین نوع واکنش‌ها و مواضع رئیس جمهوری ایران در خصوص روند مذاکرات از جمله سخنانی مانند این که سانتریفیوژ در ذهن ماست و آرمان ها در قلب ما، برای مقامات غربی و امریکایی پیام خاصی داشته و این گونه معنا می شد که هر نوع فشار و یا تغییر در شیوه مذاکرات تاثیری بر رفتار دولت و تیم هسته‌ای نخواهد گذاشت.به عبارتی طرف غربی دچار این توهم شده بود که ایران جز تداوم مذاکره و رسیدن به یک توافق چاره‌ای ندارد. از همین رو، به تصور آنها، تیم ایرانی روند دو مرحله‌ای را پذیرفته است. پس امکان دستیابی به یک توافق سیاسی در اوائل فروردین وجود دارد.

    افزایش چانه‌زنی: گمانه دوم بر این اصل اشاره دارد که کاخ سفید از شرایط خوبی برای چانه زنی با ایران بر سر جزئیات برخوردار نیست، در حالی که جمهوری اسلامی ایران به دلایل مختلف داخلی و منطقه‌ای موقعیت و وضعیت بسیار بهتری در مذاکرات دارد و ایستادگی ایران در برابر خواسته های آمریکا، ناشی از تصویر اقتداری است که از خود در داخل و خارج خلق کرده است. از این رو، کاخ سفید بر این باور است که با تداوم تحریم‌ها و فشارهای ناشی از قیمت نفت می‌تواند در آینده محاسبات مقامات ایرانی بویژه به تعبیر” گری سیمور” محاسبات رهبر معظم انقلاب را تغییر دهد و از این رهگذر موقعیت کاخ سفید در مذاکرات تغییر یافته و در آن شرایط ایران آمادگی یک مذاکرات خوب را پیدا خواهد کرد.

    خرید زمان برای اهداف چند منظوره: گمانه سوم این است که به زعم کاخ سفید با فکر طولانی‌تر شدن مذاکرات و خرید زمان می‌توان شرایط جدید و ویژه‌ای را بوجود آورد که بیشترین بُرد را برای کاخ سفید به همراه داشته باشد.

    مبنای این تحلیل این است که به زعم مقامات کاخ سفید روند فعالیت های هسته ای ایران بدون تغییر در ساختار تحریم ها، متوقف است و خطر گریز هسته ای تاحدود زیادی خنثی شده است؛ از سوی دیگر تحریم‌ها همچنان بر اقتصاد ایران سنگینی کرده و می تواند بر محاسبات ایرانی ها تاثیر بگذارد؛ کاهش قیمت نفت که به کمک عربستانی‌ها طراحی شده است، نیز به عنوان یک عامل بسیار مؤثر و مکملِ فشارهای تحریم اقتصادی، ضمن اینکه درآمدهای ایران را به طور جدی کاهش داده، می تواند ظرفیت آستانه تحمل مردم ایران را نیز به شدت کاهش دهد.افزون بر این، تدوام وضعیت تحریم‌ها در کنار کاهش قیمت نفت امکان فروپاشی اقتصادی ایران را فرهم آورده و در نتیجه نظام سیاسی ایران با بحران‌های اجتماعی- سیاسی و امنیتی روبرو خواهد شد.

    از این رو، تداوم این وضعیت شکاف های سیاسی را دامن زده و شرایط حاکمیت دوگانه را بر سر موضوع هسته ای در سطوح عالیه نظام و شرایط دوقطبی موافقان توافق هسته ای و مخالفان توافق هسته ای را در سطوح نخبگان، جریانات سیاسی و مردم بوجود خواهد آورد. در آن صورت، مقاومت و ایستادگی جامعه ایران به طور اساسی شکسته خواهد شد و چنین شرایطی می تواند مطلوب‌ترین وضعیت برای کاخ سفید باشد، یعنی ایران در این شرایط نه تنها آمادگی پذیرش هر پیشنهادی که روی میز گذاشته شده باشد(اعم از هسته ای و غیر هسته ای) را دارد، بلکه شرایط جابجایی سیاسی نیز فراهم خواهد شد.

    از این رو، به زعم مقامات کاخ سفید طرح توافق دو مرحله‌ای، می تواند کارکردهای چند منظوره‌ای را برای کاخ سفید داشته باشد:

    کارکرد اول این سناریو این است که چالش کاخ سفید و کنگره را حل و وضعیت دموکرات ها در رقابت‌های سیاسی را به شدت بالا خواهد برد.

    کارکرد دوم سناریوی مزبور خرید زمان و تضعیف هرچه بیشتر قدرت چانه زنی ایران از طریق تغییر شرایط اقتصادی و سیاسی در داخل جمهوری اسلامی ایران است.

    کارکرد سوم این سناریو بی‌ثبات سازی در جامعه ایران و بوجود آمدن یک حکومت ورشکسته خواهد بود.

    کارکرد چهارم این است که موفق به تغییرات و جابجایی‌های سیاسی در داخل ایران شده و از این رهگذر شرایط تعاملات ایران و امریکا متحول خواهد شد.

    اگرچه اهداف و انگیزه های کاخ سفید از اصرار بر توافق دو مرحله ای می تواند بخشی از پیامدهای این نوع توافق محسوب شود با این حال، به نظر می رسد مخالفت رهبر معظم انقلاب با دو مرحله‌ای شدن توافقات ضمن خنثی سازی احتمالات و سناریوهای پیش گفته، سعی دارند تا از پیامدهای زیر جلوگیری به عمل آید:

    توافق بر سر چارچوب های کلی سیاسی دستاورد محسوسی برای ملت ایران ندارد. زیرا اختلاف اساسی و جدی بر سر ماهیت موضوعات جزیی است و تا زمانی که این موارد مورد توافق قرار نگیرد هیچ یک از طرفین نمی توانند توافق نهایی را امضاء کنند؛ زیرا توافق ژنو که توافق بر سرکلیات و یا به تعبیری چارچوب کلی بود، پس از یکسال و اندی طرفین نتوانستند، بر سر جزئیات توافق نمایند. بنابراین مشکل در موضوع چارچوب کلی سیاسی نیست بلکه زیاده خواهی کاخ سفید و کشورهای اروپایی است.

    اساساً نمی‌توان بر روی موضوعاتی مانند تعداد و نوع ماشین ها، ذخیره مواد، طول زمان گام نهایی، جدول زمانی لغو تحریم‌ها، اراک، فردو و… نام «جزئیات» گذاشت. این موارد همه محورهای اساسی اختلافی است. بنابراین نامگذاری بر این دست از موضوعات نمی تواند از اهمیت آنها کاسته و در یک چرخه زمانی از دور خارج ساخت یا آن‌چنان تقلیل دادکه نتوان از آنها به عنوان برنامه هسته‌ای تلقی کرد.

    بدگمانی به آمریکا به دلیل سابقه ژنو؛‌ وقتی آمریکا اصرار می‌کند مذاکره درباره جزئیات به زمانی دیگر موکول شود، با توجه به سابقه‌ای که در توافق ژنو از آن بر جای مانده، باید عمیقا بدگمان بود که آمریکا اساسا قصد توافق درباره جزئیات بویژه حوزه تحریم‌ها را ندارد.

    در توافق دو مرحله‌ای مساله اصلی کشور، یعنی تحریم‌ها مرتفع نمی‌گردد و با توجه به این اینکه توافق در جزئیات می تواند مذاکرات را در یک چرخه‌ی زمانی قرار دهد لذا سایه تحریم‌ها باید همچنان بر سر ملت ایران باقی بماند و همواره شاهد افزایش تحریم‌ها از یکسو و محکم سازی تحریم‌های گذشته از سوی دیگر باشیم.

    دو مرحله ای کردن توافق به معنای این است که با توافق سیاسی مسیر امتیاز دهی در جزئیات فراهم شود. به عبارت دیگر، اگر بنا باشد توافق دو مرحله ای باشد، زمینه زیاده خواهی طرف مقابل در جزئیات فراهم خواهد شد. چنین رفتاری از سوی غربی ها مسبوق به سابقه هم بوده است.

    دو مرحله ای شدن توافق به طرف غربی امکان می دهد که در روند مذاکرات بر سر جزئیات مطالبات جدیدتری را مطرح کند و یا حتی موضوعاتی که هیچ ارتباطی به موضوع مذاکرات ندارد، را از طرف ایرانی بخواهند.

    تجربه تاریخی رفتار امریکایی‌ها و اروپایی ها، بطلان و بی نتیجه بودن «توافق دومرحله ای» را اثبات کرده است. یکی از تجربه‌های رفتار فریب‌کارانه امریکایی ها را می توان در نشست وین در سوم آذر ذکر کرد.

    “دکتر ولایتی” در این خصوص یادور شد که «در وین همه فکر می‌کردند که توافق حاصل شده، اما یک مرتبه “آقای کری” اعلام کرد که مذاکرات برای هفت ماه دیگر تمدید می شود…” آقای اشتاین مایر “وزیر خارجه آلمان که همکار آقای کری است در ساعت ۱۳:۵۰ روز یکشنبه گفت بیایید توافقاتی که به آن رسیده‌اید را مکتوب کنید. اما ساعت ۱۴:۳۰ آقای کری آمد و به یکباره برای همه تعیین تکلیف کرد و اعلام داشت این مذاکرات تا هفت ماه دیگر تمدید شود. همه متعجب شدند و هنوز هم کسی نمی‌داند چرا این اتفاق افتاده است. به دلیل اینکه بنای آمریکایی‌ها بر این نیست که آن طور که حق است عمل کنند و آنچه می‌گویند با آنچه عمل می‌کنند متفاوت است.»

    یکی از تجربه‌های دیگر “قرارداد اسلو” است. قرارداد اسلو در سال ۱۹۹۳ منعقد شد. در این قرارداد توافق کلی امضا شد و قرار شد جزئیات آن ظرف ۵ سال حل و فصل شود. از آن زمان تا به حال، یعنی ۲۲ سال هنوز هیچ‌ یک از جزئیات پیش بینی عملی و اجرایی نشد. “محمود عباس” طرحی را در دو ماه اخیر به شورای امنیت داد که تا سال ۲۰۱۷ مذاکرات اسلو (یعنی بعد از ۲۴ سال) به پایان برسد اما آمریکایی ها این طرح را هم وتو کردند.

    بنابراین، توجه به نکات فوق و مرور دلایل دیگر، منجر شد به این امر شد که مقام معظم رهبری در دیدار با پرسنل نیروی هوایی (در بهمن ماه سال جاری) با طرح دو مرحله‌ای شدن توافق هسته‌ای بین جمهوری اسلامی ایران و گروه ۱+۵ مخالفت نمایند که این موارد باید مورد توجّه تیم مذاکره کننده کشورمان قرارگیرد.

    انتهای پیام

    

    خبرنامه ندای البرز



    جذب خبرنگار تبلیغات در ندای البرز تبلیغات در ندای البرز تبلیغات در ندای البرز پایگاه خبری،تحلیلی صبح قزوین src="http://static-cdn.anetwork.ir/showad/pub.js">