ندای البرز
دوشنبه ۰۲ اسفند ۱۳۹۵ - - ساعت ۰۹:۱۹ 2017 Dec 13
سرخط خبرها :

  • کد مطلب : 20762
  • تعداد نظرات : ۶ نظر
  • تاریخ انتشار خبر : ۲ اسفند ۱۳۹۵ - ۱۰:۵۴
  •   
    آیا استان به حیات خلوت زاگرس‌نشینان تبدیل شده است؟
    شکی نیست که برادران زاگرس نشینی که بی امان در استان قزوین مشغول به تحکیم سکان مدیریت و ریاست هستند انگیزه ای جز محرومیت زدایی و خدمت به نظام مقدس ندارند، اما با فرض همین نیت، آنها را به مدیریت در استان‌های خودشان ارجاع می‌دهیم.

    ندای البرز رسول زرآبادی.

    بیانیه خطرناکی که باید جدی گرفته می‌شد
    حدود یکسال پیش بود که تشکیلاتی مبهم و بدون وجود خارجی موسوم به «جمعیت کرد، لر و لک‌های ساکن استان قزوین» طی بیانیه ای قومگرایانه از انتصاب فریدون همتی استاندار غیربومی قزوین حمایت کردند و در بیان انگیزه‌های خود از این حمایت، تنها کُرد و ایلامی بودن آقای همتی را اصل و اساس قرار دادند.

    پیش تر از این حرکتِ مشکوکِ قوم گرایانه -که مسئولان استانداری در برابر آن سکوت کردند- بافت قومی در استان نشان می‌داد که قزوین دارای روستاهایی کُرد و لرنشین است. روستاهایی که دربردارنده طایفه‌هایی بودند که از اواخر قاجار تا دوره رضاخان، توسط پاشاهان مختلف به اقصا نقاط ایران از جمله بخش‌هایی از غرب و شمال غربی قزوین، تبعید شدند.

    اقوام محترم کرد، لر و لک در استان قزوین با برخورداری از فرهنگ، آداب و رسومی غنی و بسیار ارزشمند، همزیستی مسالمت آمیز و برادرانه‌ای را در جوار هم استانی‌های ترک و تات خود تجربه می‌کنند. همزیستی که عمق مسالمت و مودت آن، هرگز آنها را برآن نداشته بود تا با انتصاب مسئولی غیربومی خود را از قزوینی بودن متمایز بدانند و تلاش کنند تا بیانیه ای در حمایت از یک غیربومی صادر کنند.

    به همین دلیل هنوز هم می‌توان به اصل و اساس این بیانیه تردید رواداشت و آن را ساخته و پرداخته دست‌هایی بیرون از استان دید. از آن گذشته باوجود فرصت بی بدیل برخورداری استان از وجود اقوام کرد، لر و لک، جمعیت این دسته از هموطنان در استان به میزانی نیست که بتوان انتصاب مسئولین کرد و لر را برای قزوین یک ضرورت قومی برشمرد.

    هرچند که افکار عمومی در قزوین با توجه به اعتمادی که به هم استانی‌های کرد و لر خود داشت این بیانیه را چندان جدی نگرفت؛ اما آن جدی نگرفتن امروز گریبانگیر قزوین و قزوینیان شده است چنانکه امروز با انتصاباتِ متعددِ غیربومی و بعضاً ضدِبومی، استان رسماً به حیات خلوت زاگرس نشینان تبدیل شده است.

    زاگرس نشینانی که بقچه سفر را در روستاها و شهرهایشان می‌بندند و در نهایت آن را در کسوت مدیر و رئیس در قزوین می‌گشایند.

    استان در شرایطی به راحتی تبدیل به حیات خلوت زاگرس نشینان شده است که آمارها و واقعیت‌ها نشان می‌دهد بافت قومیتی در قزوین بشدت با بافت قومیتی در ایلام، کردستان، لرستان و خوزستان تفاوت دارد چنانکه آمارهای وزارتین کشور و آموزش و پرورش و البته نمودارهای قومی نشان می‌دهد که گذشته از زبان فارسی -که زبان رسمی تمام کشور است- قزوینی‌ها از نظر تعلق به زبان مادری متشکل از ۵ درصد کرد، لر و لک، ۱۸ درصد فارس ۱۵درصد تات ۶۰ درصد ترک و ۲ درصد نیز سایر اقوام و زبان‌ها، هستند.

    اما امروز اداره و سازمانی در قزوین نیست که یک زاگرس نشین در آن نباشد. این در حالی است که بومی‌های این استان یعنی تات، ترک و… در خوشبینانه ترین حالت ممکن اگر اجازه داشته باشند می‌توانند بی بهره از ساختارهای قدرت، زیردست هموطنان عزیز مهاجری روزگار بگذرانند که به لطف همشهری بودن با مسئولان غیربومی در مصدر امور نشسته اند.

    تجربه شکست خورده زاگرس نشین‌ها در قزوین
    بجز نهادهای نظامی و امنیتی که گردش نیرو در آنها طبیعی و لازم است مدیران و روسای زاگرس نشین در هیچ یک از ادارات و دستگاه‌های قزوین موفق نبوده اند و اقدامات مهمی را در این مراکز انجام نداده اند در حالی که با در نظر گرفتن دو مثال از دو بخش مختلف یعنی مدیریت دانشگاه آزاد اسلامی قزوین واحد باراجین و نیز مدیریت مجموعه تالارها، رستوران‌ها و هتلِ تالار شهر در قزوین درمی‌یابیم که مدیران موفق این دو مجموعه هر دو –فراتر از هر قوم، حزب و جناحی- از بومی‌های قزوین هستند و نه زاگرس نشینان.

    بنابراین چه نیازی در بکارگیری مدیران غیربومی وجود دارد که در خوشبیناته ترین حالت تخصصی هم ندارند؟ آیا بودجه قزوین بیش از حد با افزایش مواجه شده که باید جیب مدیرانی را پر کند که می‌توانند براحتی در قزوین خوش بگذرانند و برای خود مدیری باشند؟ پس این همه ظرفیت‌های بومی و دغدغمند استان چه می‌شود؟

    زاگرس نشین‌ها به خانه هایشان بازگردند
    عرض اندام زاگرس نشینان در قزوین در شرایطی روی می‌دهد که متاسفانه روستاها و شهرهای بومی آنها غرق در محرومیت و بیکاری است. بنابراین قزوین میزبان مدیرانی متخصص نیست بلکه میزبان مدیران بیکار و محرومی است که از شیوع بیکاری و محرومیت در روستاها و شهرهایشان به تنگ آمده اند و بقچه سفر روی دوش رهسپار قزوین گردیده اند.

    این موضوع آشکارا خطری برای توسعه استان است چه اینکه اولا قزوین نیازمند مدیرانی متخصص و بومی است و اگر مدیری با این شرایط یافت نشد، می‌توان دست به دامان مدیران غیربومی شد که دستکم متخصص هستند و برای انتقال تخصص خود از تهران به قزوین می‌آیند نه افرادی که تنها در پی مدیریت و یافتن شهرآرزوها در شهری در جوار تهران باشند.

    البته این حکم سوای هموطنان عزیز زاگرس نشین است که برای کار به قزوین مراجعه می‌کنند، هم متخصص هستند و هم متعهد. در این صورت البته هیچ تفاوتی میان قزوین، لرستانی، کردستانی و… وجود ندارد اما حکم و دغدغه این یادداشت از نوع دیگریست.

    از سویی همانگونه که در ابتدای این نوشتار اشاره شد اقوام محترم، بافرهنگ و دوست داشتنی کرد، لر و لک در قزوین بومی‌های این استان محسوب می‌شوند و هیچ کس نمی‌تواند منکر همزیستی برادرانه میان آنها و دیگران ساکنان استان باشد با این حال انتصابات طایفه ای مدیران غیربومی استان از روستاهای محل اقامتشان، در قزوین می‌تواند خطر گسست قومی در قزوین را به همراه داشته باشد چه اینکه مردم قزوین بخوبی خود از بافت قومی شهر خود آگاه هستند حال آنکه مشاهده زاگرس نشینانی که بی وقفه در حال تکثیر در سمت‌های کلیدی استان هستند و نیز مشاهده خروجی بی کیفیت مدیریت آنها، می‌تواند منجر به مخدوش شدن چهره وحدت اقوام در قزوین شود.

    پادشاهی زاگرس نشینان در قزوین
    برادران عزیز زاگرس نشین می‌توانند بجای مدیریت و ریاست در آرمانشهرِ قزوین در روستاها و استان‌های محروم خودشان مشغول خدمت به خلق خداوند، محرومیت زدایی و البته مهمتر از همه خدمت به نظام مقدس جمهوری اسلامی باشند.

    شکی نیست که برادران زاگرس نشینی که بی امان در استان قزوین مشغول به تحکیم سکان مدیریت و ریاست هستند انگیزه ای جز محرومیت زدایی و خدمت به نظام مقدس ندارند، اما با فرض همین نیت، آنها را به مدیریت در روستاها، شهرها و استان‌های محل سکونت خودشان ارجاع می‌دهیم و یادآور می‌شویم که ایرانیان غیور و سربلند در غرب کشور در محرومیت بیشتری گرفتار آمده اند و لازم است هرچه سریع تر برای رفع محرومیت به همشهریان عزیز خود مراجعه کنند و اگر خدای ناکرده برفرض محال شهرت مدیریت و ریاست کلان در برخی وجود دارد، بهتر است تهران را برای ارضای این امیال خود برگزینند که مردم قزوین بیدارند و آگاه اند به کار خود و خیانت‌های دیگران.

    منبع: صبح قزوین
    انتهای پیام/

    مطالب مرتبط با موضوع :

    ۶ نظر برای “خطر گسست قومیتی در قزوین با انتصابات طایفه‌ای”

    1. علی گفت:

      زاگرس نشینانی که بقچه سفر را در روستاها و شهرهایشان می‌بندند و در نهایت آن را در کسوت مدیر و رئیس در قزوین می‌گشایند.
      دوست عزیز که این مطلب را عنوان نمودی این رو بگم که زاگرس نشینانی که به قزوین کوچانده شده اند و سال ها غم رنج دوری از خواستگاه اصلی خود را فراموش نموده اند همه از خوانین و بزرگان منطقه زاگرس بوده اند که به علت قدرتی که در غرب کشور داشته اند توسط پادشاهان صفوی و قاجار و پهلوی برای تضعیف قدرت آنها به قزوین کوچانده شده اند ولی این رو خدمتتون عرض کنم ما بعد از ۴۰۰ سال تبعید دیگه جزئی از قزوین شده ایم ولی به علت نا ملایمتی ها و دشمنی مردم ترک و قزوینی با ما کرد ها و لر ها و به خصوص لک ها به علت حفظ اصالت ما همیشه در ادارات و ارگانهای دولتی با ما بد رفتاری و کج رفتاری شده و در کار های ما کارشکنی کرده اند و به این علت بود که از فریدون همتی که از افتخارات ما است حمایت می نماییم تا دیگه بیش از این مورد ظلم و ستم قرار نگیریم و در پایان می خوام بگم ما همه از این آب و خاک هستیم و مهم برادری و برابری ما است و فرقی نمیکنه که کجای ایران عزیزمون داریم زندگی می کنیم و اهل کجا و کدوم قبیله هستیم و فقط اینو بگم همه جای ایران سرای من است

    2. قزوینی گفت:

      با سلام درست می گویند بروید کنار بگذارید الموتیها بیشتر راحتر بتازند..

      • محمد گفت:

        مشکل قزوین و قزوینی دقیقا همینجاست که حاضره مسولان ارشد استان از هرکجا بیان الا از خودش ، الموت اولا جزو استان قزوینه دوما شاهد افراد بسیار توانمند از این خطه بودیم و هستیم و دوما تجربه نشون داده این افراد چقدر در کارشون موفق بودند . البته خوشبختانه الموتیهای توانمند منتظر اعطای پست در استان نیستند و اکثر این عزیزان در مناصب بالا در پایتخت مشغول به فعالیت هستند و این استان هست که از این قضیه ضرر میکنه .نظر نویسنده کاملا منطقی و قابل قبوله با فرض اینکه آشنائی با فرهنگ بومی منطقه به مدیر جهت خدمت بیشتر کمک میکنه کاملا منطقیه که این عزیزان بروند در منطقه خودشان خدمت کنند.

    3. فاطمه گفت:

      جناب آقای زرآبادی گرامی
      بگذارید اصل رو بر شایستگی و توانمندی افراد بذاریم و به دور از قومیت آنها اجازه کار کردن به افرادی که واقعا لیاقت آن را دارند بدون در نظر گرفتن کیش و آیین و قومیت بدهیم

    4. مریم گفت:

      متن بسیار بجا و دلسوزانه بود. استدلال درستی داشتید اگر این به اصطلاح مدیران ایلامی خرم ابادی و… خیلی تخصص دارند به سرزمین مادری خود خدمت کنند و برگردند به شهر و روستای خودشان. فکری به حال خود سوزی زنان ایلامی بیکاری جوانان لرستانی و… کنند.

    5. مصطفی گفت:

      استدلال نویسنده کاملا درست و منطقی است، هم وطنان زاگرس نشین از بد حادثه به قزوین پناه می آورند اما فقط برای مدیریت. از ذکر نمونه های فراوان می گذرم.

    

    خبرنامه ندای البرز



    جذب خبرنگار تبلیغات در ندای البرز تبلیغات در ندای البرز تبلیغات در ندای البرز پایگاه خبری،تحلیلی صبح قزوین src="http://static-cdn.anetwork.ir/showad/pub.js">