ندای البرز
سه شنبه ۲۰ مرداد ۱۳۹۴ - - ساعت ۰۱:۱۴ 2018 Jan 24
سرخط خبرها :

  • کد مطلب : 7138
  • تعداد نظرات : ۰ نظر
  • تاریخ انتشار خبر : ۲۰ مرداد ۱۳۹۴ - ۱۱:۰۵
  •   
    به مناسبت شهادت امام جعفر صادق(ع)،
    عصر امام صادق (ع)، یکی از طوفانی ترین دوره های تاریخ اسلام است. از طرفی، جامعه اسلامی دست خوش اغتشاشات و انقلاب های پیاپی بوده و از طرف دیگر، عصر برخورد مکتب ها و ایدئولوژی ها و تضاد افکار فلسفی و کلامیِ مختلف است.

    پایگاه خبری،تحلیلی ندای البرز، امام صادق (ع)، امام ششم شیعیان است، نام پدر بزرگوارش امام باقر (ع) و نام مادرش فاطمه (ام فروه)، دختر قاسم بن محمد بن ابی بکر می باشد. صادق، مصدّق، کاشف الحقایق، فاضل، طاهر، قائم، منجی و صابر از القاب آن حضرت، و عبدالله، ابو اسماعیل و ابو موسی از کنیه های وی است.

    امام صادق (ع) در روز هفدهم ربیع الاول سال ۸۳ هجری در روز جمعه یا دوشنبه (بنابر اختلاف) در شهر مدینه به دنیا آمد و در سن ۶۵ سالگی پس از ۳۴ سال خلافت، به دست منصور دوانیقی به شهادت رسید. در تاریخ شهادت آن حضرت اختلاف است. بعضی ۲۵ شوّال سال ۱۴۸ هجری و بعضی دیگر ۲۵ رجب آن سال را ذکر کرده اند، که معروف و مشهور ۲۵ شوّال است.

    امام صادق (ع) شاگردان بسیاری داشت که هر یک از اعاظم علمای اسلام و دانشمندان بزرگ دوره خود به شمار می روند.

    نام گذاری امام ششم به صادق

    ابی خالد می گوید: از امام چهارم (ع) سؤال کردم امام بعد از شما کیست؟ فرمود: فرزندم محمد که شکافنده علوم است، پس از او جعفر که نام او نزد اهل آسمان، صادق است. عرض کردم: با این که همه شما ائمه صادق هستید چرا فقط نام او صادق است؟ فرمود: پدرم از پدرش خبر داد که رسول خدا (ص) فرمود: «هرگاه فرزندم جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب تولد یافت، نام او را صادق بگذارید، برای این که پنجمین نفر از فرزندان او کسی است که نام وی جعفر است و به دلیل گستاخی و بی شرمی و نترسیدن از خدا و دروغ به پروردگار، ادعای امامت می کند و به همین دلیل نزد خدا به جعفر کذّاب مشهور می باشد.

    عصر امام صادق (ع) و ظهور مذاهب گوناگون

    ایام امامت حضرت صادق (ع) روزگار بسیار عجیبی بود. در دوران ۲۳ سال نبوت پیامبر اکرم (ص) قرآن نازل شد و آن حضرت با تلاش فراوان و با یاری امام علی (ع) و یاران با وفای ایشان توانستند اسلام را توسعه و نشر بدهند. پس از رحلت پیامبر (ص) خلافت را غصب کردند و امامت را از امام اول شیعیان به ظاهر گرفتند و او را خانه نشین کردند. بعد از امام علی (ع)، امام حسن (ع) امامت مردم را بر عهده گرفت و این دوران هم زمان بود با خلافت غاصبانه امویان. بعد از آن حضرت، امام حسین (ع) به امامت جامعه اسلامی رسید، اما افسوس که مردم حقیقت را نمی دیدند، شکم هایشان از مال حرام پر شده بود و باطل را جای گزین حق کرده بودند. تا جایی که فقط شهادت امام حسین (ع) و یاران با وفایش می توانست تلنگری بر این مردم غفلت زده و خیانت کار باشد. پس از آن، امام سجاد (ع) حکومت اسلامی را به دست گرفت، اما او هم نتوانست با ظلم و ستم خاندان آل امیّه مبارزه کند و به ناچار مبارزه با ستم کاران را در قالب دعا و راز و نیاز به درگاه الهی پی گرفت. اما فرزند او امام باقر (ع) برای نشر و ترویج اسلام توانست حرکت جدیدی را آغاز کند، زیرا در دوران او بنی امیّه و بنی عباس بر سر خلافت به جنگ و نزاع برخاسته و سرگرم هم بودند و امام باقر (ع) از این فرصت تاریخی استفاده کرد و روح تازه ای به کالبد مردم دمید. همین شیوه در زمان امام صادق (ع) هم ادامه داشت، اما در زمان او انواع افکار و عقاید و شبهات جدید ظهور پیدا کرد؛ چنان که در حدیث نبوی هم تأیید شده است.

    بارزترین فرقه ها در عصر امام صادق (ع) چهار فرقه بودند:

    ۱ – مرجئه: از فرقه اهل تسنّن بودند و اعتقاد داشتند که امام علی (ع) از درجه اولی به درجه رابعه نزول یافته و چهارمین خلیفه است.

    ۲ – معتزله: این طبقه در عصر امام صادق (ع) پدید آمد و عمر بن عبید و واصل بن عطاء، در حوزه حسن بصری عزلت گرفتند و ملقّب به معتزله شدند.

    ۳ – خوارج: این فرقه از حکمیتِ صفّین پدید آمدند. برخی از آنها غلوّ کردند، بعضی به طرف معاویه رفتند و گروهی از هر دو برگشتند. همین فرقه بودند که امیرالمؤمنین (ع) را شهید کردند.

    ۴ – شیعه: شیعه از زمان پیامبر (ص) به وجود آمد و برخی از صحابه را شیعه می گفتند؛ مثل: سلمان، مقداد، ابوذر و… .

    امام صادق (ع) و تأسیس مذهب جعفری

    عصر امام صادق (ع)، یکی از طوفانی ترین دوره های تاریخ اسلام است. از طرفی، جامعه اسلامی دست خوش اغتشاش ها و انقلاب های پیاپی از جانب گروه های مختلف بود و از طرف دیگر، عصر برخورد مکتب ها و ایدئولوژی ها و تضاد افکار فلسفی و کلامیِ مختلف بود که از برخورد امت اسلام با مردم کشورهای فتح شده و نیز روابط مراکز اسلامی با دنیای خارج، به وجود آمده و در مسلمانان نیز شور و هیجانی برای فهمیدن و پژوهش پدید آورده بود.

    زمان امام صادق (ع)، زمان تزلزل حکومت بنی امیّه و فزونی قدرت بنی عباس بود و این دو گروه مدتی در حال کشمکش و مبارزه با یک دیگر بودند. بنی امیّه در این مدت، گرفتار مشکلات سیاسی فراوانی بودند، لذا فرصت فشار و سخت گیری بر شیعیان نداشتند. عباسیان نیز چون از دست یابی به قدرت در پوشش شعار طرفداری از خاندان پیامبر و گرفتن انتقام خون آنان عمل می کردند، فشاری از طرف آنان مطرح نبود.

    از این رو این دوران، دوران آرامش و آزادی نسبی امام صادق (ع) و شیعیان بود. لذا آن حضرت از این فرصت استفاده کرده و تلاش فرهنگی وسیعی را آغاز کرد. درگیری شدید بین بنی عباس و بنی امیّه، آنان را آن چنان به خود مشغول کرده بود که فرصتی طلایی برای امام صادق (ع) و یارانش به دست آمد. آن حضرت با استفاده از این فرصت، به بازسازی و نوسازی فرهنگ ناب اسلام پرداخت و شیفتگان مکتب حق، از نقاط مختلف به سوی مدینه سرازیر شدند و گرد شمع وجود امام صادق (ع) تجمع کردند.

    امام در چنین دورانی به فکر نجات افکار توده مسلمان از الحاد و بدبینی افتاد. به همین دلیل از انحراف اصول و معارف اسلامی از مسیر راستین خود و نیز توجیهات غلط و وارونه دستورات دین که به وسیله خلفای وقت صورت می گرفت، جلوگیری می کرد. امام صادق (ع) در ظلمت بحران ها و آشوب ها، دنیای شیعه را به فروغ تعالیم خویش روشنی بخشید و حقیقت اسلام را از آلایش انحرافات و گزند فریب کاران حفظ نمود. او آن قدر فقه و دانش اهل بیت را گسترش داد و زمینه ترویج احکام و بسط کلام شیعی را فراهم ساخت که مذهب شیعه به نام او با عنوان «مذهب جعفری» شهرت یافت. آن اندازه که دانشمندان و راویان از دانش امام بهره برده و از ایشان حرف و حدیث نقل کرده اند، از هیچ یک از دیگر ائمه نقل نکرده اند. لیکن طولی نکشید که بنی عباس پس از تحکیم پایه های حکومت و نفوذ خود، همان شیوه ستم گری بنی امیّه را در پیش گرفتند و حتی از آنان هم گوی سبقت را ربودند.

    امام صادق (ع) که همواره مبارزی نستوه و خستگی ناپذیر در میدان فکر و عمل بود، کاری که امام حسین (ع) به صورت قیام خونین انجام داد، وی در لباس تدریس و تأسیس مکتب پی گرفت و جهادی راستین کرد.

    روشن است که در طول تاریخ بشر، همانند مدرسه امام صادق، مدرسه ای نمی توان یافت که بتواند نسل های متوالی را تحت تأثیر خود قرار دهد و اصول و افکار خویش را بر آنها حاکم سازد و مردمی متمدّن و فرهیخته با کیان و موجودیّتی یگانه، بنیان نهد. دست آوردهای این مدرسه فقط محدود به معاصرانش نیست که در آن به تحصیل و آموختن علم پرداختند، بلکه دست آوردهای آن در اندیشه هایی است که در جامعه ایجاد کرده و در مردان پرورش یافته ای است که سیمای تاریخ و سیمای مسلمانان را دگرگون ساختند و تمدّنی را پدید آوردند که تا قرن های طولانی پایدار و پا بر جا بوده و هست.

    بزرگانی از اهل سنّت همچون: مالک بن انس، ابوحنیفه، سفیان ثوری، ابن جریح، روح بن قاسم و…، از جمله ریزه خواران دانش بی کران امام صادق (ع) بودند. ابوحنیفه که دو سال شاگرد امام بود، این دوره را پایه علوم و دانش خود معرفی کرده و می گوید: اگر آن دو سال نبود «نعمان» از بین رفته بود. مورّخ مشهور، ابو نعیم اصفهانی در این باره گفته است: شماری از تابعان از امام صادق (ع) روایت نقل کرده اند؛ از جمله: یحیی بن سعید انصاری، ایوب سجستانی، ابان بن تغلب، ابو عمرو بن علاء و یزید بن عبدالله بن هاد. هم چنین پیشوایان برجسته نیز از او نقل حدیث کرده اند؛ کسانی همچون: مالک بن انس، شعبه بن الحجّاج، سفیان ثوری، ابن جریح، عبدالله بن عمر، روح بن قاسم، سفیان بن عیینه، سلیمان بن بلال، اسماعیل بن جعفر، حاتم بن اسماعیل، عبدالعزیز بن مختار، وهب بن خالد و ابراهیم بن طهمان. مسلم بن حجّاج در صحیح خود به احادیث نقل شده از آن حضرت (ع) احتجاج کرده است.

    در دوره امامت امام صادق (ع) مسلمانان بیش از پیش به علم و دانش روی آوردند و در بیشتر شهرهای قلمرو اسلام، به ویژه در مدینه، مکه، کوفه، بصره و… مجالس درس و مناظره های علمی دایر گردید. در این زمان با استفاده از فرصت به دست آمده، امام صادق (ع) توانست نهضت علمی و فرهنگی پدرش امام باقر (ع) را ادامه داده، علوم و معارف اهل بیت را بیان کرده و در همه جا منتشر کند.

    برخورد وی با گروه های مختلف مردم سبب شد که آوازه شهرتش در دانش و بینش دینی، علم و تقوا، سخاوت و کرم و… در تمام قلمرو اسلام طنین انداز شود و مردم از هر سو برای استفاده از دانش بی کران وی رو سوی او کنند. در این دوره، علوم و فلسفه ایرانی، هندی و یونانی به حوزه اسلامی راه یافت و بازار ترجمه علوم گوناگون از زبان های مختلف به زبان عربی، گرم و پر رونق گردید.

    توصیف اوضاع حاکم بر زمان امام صادق (ع)

    الف) سیاست حاکمان

    امام (ع) در طول دوران امامت خود با خلفایی سفّاک و هتّاک، هم زمان بود، که پنج تن از آنان از خلفای اموی و دو تن از آنها از خلفای عباسی بودند.

    این افراد گروهی بودند که برای حفظ ظاهر، شماری فقیه، واعظ، صوفی و متکلّم را نیز تدارک دیده بودند تا در یک جامعه دینی دستشان از همه چیز خالی نباشد و عضو فرهنگی هم داشته باشند. همان گونه که می بینبم سال های انتهایی عمر امام (ع) در دوران قدرت مندان خون ریز گذشت؛ کسانی که در اصل شمشیر را می شناختند، ولی از حربه های سیاسی و فرهنگی نیز غافل نبودند. به همین دلیل مساجد را از عده ای فقیه و مفسّر درباری، مدارس را از عده ای متکلّم تأثیرپذیر از فرهنگ بیگانه، خانقاه ها را از صوفیه و زندان ها را از سادات آل محمد (ص) انباشته بودند.

    ب) فقه وابسته

    این فقاهت، بدین منظور پدید آمد و مورد تکریم خلفا واقع شد که مردم را از رجوع به اهل بیت (ع) در فهم فقه قرآنی و عمل به احکام واقعی شرع، بی نیاز سازد. وظیفه اهل بیت در برخورد با این پدیده تا اندازه ای سنگین می شود، به خصوص مقابله با فقاهتی که قدرت جبّار مسلّط، آن را به رسمیت شناخته، غیر قابل تصوّر است. این موضوع تا بدان حدّ است که منصور – با وجود حضور امام صادق (ع) – به یکی از افراد(۱۹) گفت که کتاب «الموطأ» (فقه آسان) را بنویسد تا مردم و قضات دادگاه ها بدان مراجعه نمایند.

    ت) حدیث و محدّثان

    موضوع محدّثانِ وابسته به مذهبِ حاکم نیز مشکل دیگری بود. این افراد برخی از روی جهل و برخی از روی عمد و به سود سیاست، احادیثی را به پیامبر اکرم (ص) نسبت می دادند که یا اصلاً درست نبود و یا تحریف شده بود. حتی گفته شده است که برخی از محدّثان و منتسبان به حدیث، جعل حدیث را برای ترویج مذهب خود، دارای ثواب می دانستند.

    ث) قرآن و مفسّران

    پیامبر اکرم (ص) بارها اعلام کرده بود که علوم قرآنی و رموز وحیانی را به امام (ع) آموخته است و امت باید تفسیر قرآن را از علی و اولاد وی فرا گیرند. اما این حالت به زیان حاکمیت بود، چرا که هرگونه رجوع به ائمه، مردم را متوجه آنان می ساخت و نظام خلافت را متزلزل می کرد. از این رو قدرت حاکم، جریانی را به نام «مفسّران قرآن» پدید آورد تا این خلأ را نیز پر کند.

    ج) ایجاد استحاله فرهنگی

    ایجاد استحاله فرهنگی با ترجمه فلسفه های گوناگون و عرفان های متعدّد و متلوّن ،آغاز شد. عباسیان به کمک تعدادی از مسیحیان و یهودیان و… طرحی را برای حذف فرهنگی ائمه (ع) – بعد از حذف سیاسی – پی ریختند. فرهنگ ناب قرآنی که می رفت تا با دستان پر توان ائمه (ع) همه ساحت های فکری بشری را تسخیر کند و امت با کتاب علمی قرآن دست به تجربه بزنند، مقهور هجوم فلسفه های بیگانه گشت و ذهنیت های اختلافی یا به تعبیر فیلسوف بزرگ خواجه نصیر طوسی، مخلوطی از عقل و اوهام، جای تعالیم وحیانی را غصب نمود و قدرت حاکم، آزاد اندیشی را از میان برد و امامان را مسموم و شهید کرد.

    علامه طباطبائی (قدّس سرّه) می نویسد: «در این برهه از زمان، علوم، اوایل… به زبان عربی ترجمه شد… و صدها کتاب از یونانی و رومی و ایرانی و سریانی به زبان عربی در آمد.»

    ح) غُلوّ و مبارزه با غالیان

    انحراف غلوّ، انحراف عمیقی بود که اساس دین را تخطئه کرده و مورد تهدید قرار داده بود. آن گونه که غُلات می اندیشیدند، هیچ امری از دین، از تحریف و تغییر ایمن نمی ماند. اما به ظاهر، گرایش غلوّ حاوی نوعی گرایش عرفانی بود که برخی افراد را فریب داده و تحت تأثیر جاذبه های خاصّ خود قرار می داد. جریان غالی از جهاتی برای تشیّع خطرناک بود، زیرا نه تنها از درون سبب ایجاد آشفتگی در عقاید شیعه شده و آن را منزوی می کرد، که شیعه را در نظر دیگران انسان های بی قید و بند نسبت به فروعات دین نشان می داد.

    انتهای پیام

    

    خبرنامه ندای البرز



    جذب خبرنگار تبلیغات در ندای البرز تبلیغات در ندای البرز تبلیغات در ندای البرز پایگاه خبری،تحلیلی صبح قزوین src="http://static-cdn.anetwork.ir/showad/pub.js">