ندای البرز
شنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۴ - - ساعت ۲۲:۱۱ 2016 Dec 05
سرخط خبرها :

  • کد مطلب : 10151
  • تعداد نظرات : ۰ نظر
  • تاریخ انتشار خبر : ۲۳ آبان ۱۳۹۴ - ۱۷:۳۹
  •   
    مداحی جدید حاج میثم مطیعی ویژه اربعین حسینی با شعری از حازم حسن به لهجه عامیانه «خلیجی - عراقی» اجراء شده است.
    مطیعی اربعین

     

    1. ArbaeinAraghi-Khaliji     

    شاعر: حازم حسن از بحرین

    أربعینک تسوه یا بو سکنه کل ما بالعمر

    یا اباعبدالله، اربعین تو با تمام زندگی برابر است

    Your Arbaeen is equal, oh Aba Abdillah, to life

    أربعینک ذکریات و ما یتانیها الصبر

    یا حسین، اربعین تو خاطراتی است که کسی را یارای صبر در برابر آن نیست

    Your Arbaeen is a memory that no one can endure

    الجراحات احْسَبِتها وْ مَـقدر احصیها اشکِثُر

    آمدم تا زخمهایت را بشمرم ولی از بس زیاد بودند، نتوانستم

     I approached to count your numerous wounds, but they were too rife

    أعتذر مـنّـک یــ مـولای وْ مِــن الزهــره العِــذُر

    ای مولای من! از شما و حضرت زهرا عذر میخواهم

    Master! From you and Zahra s.a, forgiveness, I wish to secure

    صعبه أبدأ مدری من راسک و من ذاک الحَجَر

    سخن گفتن درباره مصیبت شما دشوار است. از سر شروع کنم یا از سنگ؟

     Speaking of your trials is tough, should I start from your head or the stone?

    خلّف الجبهه جـــریحه و الأثـر ظَــل منحــفُـر

    سنگی که آمد و پیشانی مبارکتان را مجروح کرد در حالی که خون از آن جاری واثر سنگ باقی بود

     The stone that struck, making your forehead bleed, left an impression

    لو أقول الخیل داســـت صــدرک وْ أصبح حُفَر

    یا اینکه درباره اسب هایی صحبت کنم که بر سینه شما تاختند و آن را حفره حفره کردند

    Or should I recall horses wrecking your chest as you lay prone?

    هَــم صعُــب أذکــر عقیـلتکم بعــد ذاک الخـدر

    سخت است که درباره زینبتان صحبت کنم که بعد از آن همه حجاب و جبروت

    It’s tough talking of your Zainab after all her oppression

    ترکب اعلى النــوق و ترحـــل للشماته و الأسُر

    بر شتری سوار شد که دشمن افسارش را به دست داشت و او را به اسارت بردند و در راه ها و بازارها گرداندند

     On a camel, marched through streets, steered by foes in captivity

    لکن الأصعب یـبو السجّاد مــن هـــذا الأمــر

    یا اباعبدلله، سخت تر از همه اینها این بود که

    But, Aba Abdillah, the most testing thing she had to face

    إنّها شافت صاعــد ابسیفه على صدرک شمُر

    زینب دید شمر با شمشیرش بر سینه ات نشسته است

    Was when she was able to see Shimr, armed, on your chest, with clarity

    أربعینک نار تلهب ما یطفیها الدهر

    اربعین تو آتشی است که زبانه می کشد و روزگار نمیتواند آن را خاموش کند

    Your Arbaeen is a fire inside, that time can’t erase

    انتهای پیام

    

    خبرنامه ندای البرز



    جذب خبرنگار تبلیغات در ندای البرز تبلیغات در ندای البرز تبلیغات در ندای البرز پایگاه خبری،تحلیلی صبح قزوین src="http://static-cdn.anetwork.ir/showad/pub.js">